الملا فتح الله الكاشاني
112
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
براى ايشان * ( مِنَّا الْحُسْنى ) * از جانب ما سابقهء نيكو كه سعادت دنيا و آخرتست يعنى توفيق طاعت و رسيدن بجنت و يا وعدهء نيكوتر بر ايمان و اعمال صالحه كه روضهء رضوانست و يا بشارت به ثواب كه مزية حسن دارد بر غير و آنها عزير و عيسى و ملائكهاند * ( أُولئِكَ ) * آن گروه مخصوص بسابقهء عنايت * ( عَنْها مُبْعَدُونَ ) * از دوزخ دور كرده شدگانند چه ايشان در اعلى علييناند و دوزخ در اسفل السافلين اكثر مفسران بر آنند كه آيه عام است نسبت بهر كه سبقت يافته باشد براى او وعدهء مثوبت و سعادت و مؤيد اينست آنچه مرويست كه روزى امير المؤمنين ( ع ) خطبهء مىخواند بعد از فراغ از آن اين آيه تلاوت نمود و گفت انا منهم من از اين جماعتم كه عنايت الهيه براى ايشان سبقت گرفته و از اينجا است كه شيخ جنيد گفته كه ( سبقت لهم من اللَّه العناية فى البداية و ظهرت الولاية فى النهاية ) سبق عنايت در بدايت موجب ظهور ولايتست هر تخم كه در ازل بكشتند نهان در مرزعه ابد بروئيد عيان * ( لا يَسْمَعُونَ ) * نشنوند دورشوندگان از آتش * ( حَسِيسَها ) * آواز آتش را به جهت فرط مباعدت در مسافت حسيس هر صوتيست كه محسوس شود و بدانكه اين جمله فعليه بدلست از مبعدون يا حال است از ضمير آن و ايراد آن به جهت مبالغه است در ابعاد ايشان از آن * ( وَهُمْ ) * و ايشان * ( فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ ) * در آنچه آرزو كند نفسهاى ايشان * ( خالِدُونَ ) * جاويد ماندگاناند يعنى مشتهيات خود را داديم يابند در جنات نعيم تقديم ظرف به جهت اختصاص است يا اهتمام بشأن آن * ( لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الأَكْبَرُ ) * اندوه ناك نگرداند ايشان را ترسى كه بزرگترين ترسها است و ان قول لا يشريست كه ملائكه باهل شقاوت گويند چه هرگز ايشان اين كلمه را نخواهند شنيد به جهت آنكه اهل سعادتاند و مقربان درگاه عزت يا وقتى كه ملائكه نداى و امتاز و اليوم دردمند و اهل دوزخ را بدوزخ امر نمايند ايشان غمگين نخواهند بود چه بجانب دست راست متوجه بهشت خواهند شد و اين قول حسن است و ضحاك گفته كه اين هنگامى باشد كه طبقات نار را مطبق سازند و منافذ آن را مسدود سازند و اهل دوزخ بدانند كه ايشان هرگز از آنجا بيرون نيايند و ابن عباس فرموده كه فزع اكبر نفخه اخيره است زيرا كه حق سبحانه فرموده كه يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَمَنْ فِي الأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّه و از ابن جريح مرويست كه فزع اكبر وقتى باشد كه موت را به صورت كبش املح بر بلندى بدارند و بكشند و اين ندا در رسد كه ( يا اهل النار خلود و لا موت ابدا و يا اهل الجنة خلود و لا موت ابدا ) دوزخيان بفزع آيند و بهشتيان بفرح و طرب * ( وَتَتَلَقَّاهُمُ